!!!!JUST LIVE YOUR LIFE!!!!

دوست دارم محیط وبلاگمون دوستانه باشه!!!!!!!!!

آسمون گرفته ست، هوا یه جوری سنگینه .

احساس می کنم نمی تونم نفس بکشم...دستم رو می ذارم روی گلوم،قلنبه شده...الان پشت پنجره ایستادم، داره بارون میاد،کوچه خیس شده، می بینی؟!!

چقدر دلم می خواد رعد و برق بشه...بهت گفتم چقدر رعد و برق رو دوست دارم؟!...

بعضی روزا اینجوری می شم،نمی تونم نفس بکشم، انگار یه هلو رو درسته قورت دادم و گیر کرده تو گلوم...حتما تاثیر حال و هوای ابریه...از عصر که بارون شروع شده اینطوریه...این خیالت هم که ولم نمی کنه!...

خیلی بد جنسه،با هوا هماهنگ کرده که اشک منو در بیاره، ولی تو همین خیال باش!من تو رو فراموش کردم!حتی دیگه بهت فکر هم نمی کنم...چیه؟...چرا داری اینجوری نیگام می کنی؟...نکنه فکر کردی دارم دروغ می گم؟...

آخه من که بهت نیگا هم نکردم که بگی از نگاهم خوندی!...تازه، تو که هیچ وقت معنی نگاهم رو نفهمیدی!حتی معنی بعضی وقتا سکوت کردنم رو هم نفهمیدی...یادته؟!!!

اون وقتا که می گفتم:دوست دارم ، تو می گفتی :نه!باور نمی کنم ...برای این بود که عصبانی می شدم و دوباره می گفتم دوست دارم و سه باره و...صد باره!!!

عاشق همین تلاشم برای متقاعد کردنت بودم، اون وقت توی دلت می گفتت:همش دروغه باور نمیکنم...

نه!نگو که تو اینو نمی شنیدی و برای همین بود که می گفتی که من درست بشو نیستم و بدردت نمیخورم وهزار تا حرف دیگه...

خب!دیگه مهم نیست،حالا دیگه فراموشت کردم ...دیگه دلم نمی خواد از نگاهم چیزی رو بخونی یا سکوتم رو تعبیر کنی...الان حتی اگه بخوای می تونم تو چشمات نیگاه کنم و بگم که فراموشت کردم...فکر نکن به خاطر دوریت هست که الان حالم خوب نیست،مطمئن باش به خاطر هوای ابریه.

نمی تونم نفس بکشم...راه گلوم بسته ست...دستم رو می ذارم روی گلوم...

چند تا گنجشک توی حیاط نشستن می بینی؟می خوام اونارو بشمرم .یک،دو،سه،...اَه...نمی تونم،از پشت اشک نمی شه شمرد نمی دونم واقعا دو،سه،تا گنجشک هست یا من از پشت اشک اونو چند تا می بینم!.

چرا داری می خندی؟!نکنه برای اینکه بالاخره موفق شدی اشکم رو در بیاری؟

من که گفتم مال هوای ابریه!...چند بار بگم":من فراموشت کردم...فراموشت کردم...می شنوی؟فرامووووووووووووووش.. .

بالاخره خیالت دست از سرم برداشت،انگار باورش شد که فراموشت کردم و رفت.

با آستین لباسم اشکامو پاک می کنم-از بچگی عادت دارم با آستینم اشکامو پاک کنم-شیشه پنجره رو بخار گرفته،با انگشتم روی شیشه یه قلب می کشم و اسم تو رو توش می نویسم...

برای تو

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۸/٦/۱۸ساعت ۳:٥٧ ‎ب.ظ توسط پیمان نظرات () |


Design By : Night Skin