!!!!JUST LIVE YOUR LIFE!!!!

دوست دارم محیط وبلاگمون دوستانه باشه!!!!!!!!!

دختری بود نابینا
که از خودش تنفر داشت
که از تمام دنیا تنفر داشت
و فقط یکنفر را دوست داشت
دلداده اش را
و با او چنین گفته بود
« اگر روزی قادر به دیدن باشم
حتی اگر فقط برای یک لحظه بتوانم دنیا را ببینم
عروس حجله گاه تو خواهم شد »

***
و چنین شد که آمد آن روزی
که یک نفر پیدا شد
که حاضر شود چشمهای خودش را به دختر نابینا بدهد
و دختر آسمان را دید و زمین را
رودخانه ها و درختها را
آدمیان و پرنده ها را
و نفرت از روانش رخت بر بست

***
دلداده به دیدنش آمد
و یاد آورد وعده دیرینش شد :
« بیا و با من عروسی کن
ببین که سالهای سال منتظرت مانده ام »

***
دختر برخود بلرزید
و به زمزمه با خود گفت :
« این چه بخت شومی است که مرا رها نمی کند ؟ »
دلداده اش هم نابینا بود
و دختر قاطعانه جواب داد:
قادر به همسری با او نیست

***
دلداده رو به دیگر سو کرد
که دختر اشکهایش را نبیند
و در حالی که از او دور می شد گفت
« پس به من قول بده که مواظب چشمانم باشی »
نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۸/٥/٢٢ساعت ۳:٥٩ ‎ب.ظ توسط پیمان نظرات () |

روز ها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت . فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند. و خدا هر بار با فرشتگان اینگونه می گفت : می اید ، من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانگی قلبی ام که درد هایش را در خود نگه می دارد.
سر انجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست . فرشتگان چشم به لب ها ی او دوختند، گنجشک هیچ نگفت. و خدا لب به سخن گشود، با من بگو از ان چه سنگینی سینه ی توست .
گنجشک گفت لانه محقری داشتم، ارامگاه خستگی هایم بود و سر پناه بی کسی ام . تو همان را از من گرفتی . این طوفان بی موقع چه بود ؟ ... وسنگینی بغض راه بر کلامش بست . سکوتی بر عرش طنین انداز شد .فرشتگان همه سر به زیر انداختند.
خدا گفت : ماری در راه لانه ات بود . خواب بودی . باد را گفتم تا لانه ات واژگون کند . آنگاه تو از کمین مار پر گشودی .
گنجشک خیره در خدایی خدا مانده بود .
خدا گفت : و چه بسیار بلا ها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام بر خاستی . اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود . ناگاه چیزی درونش فرو ریخت . های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد
نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۸/٥/٢٢ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ توسط پیمان نظرات () |

1 – عشق معطوف به غیر از خود است. در حالیکه محور هوس خود فرد و لذت اوست. جملات زیر را مقایسه کنید:
- ( من) دوستت دارم
- ( من) برات می میرم

- (برای من) هیچکس مثل تو نمیشه
- ( من ) همیشه به فکر توام
-( من) را فراموش نکن
- ( من ) از تو رنجیدم
در حالیکه در عشق، توجه به حالتها و لذتهای خود نیست. و خواست و شرایط معشوق جایگزین خودخواهی فرد می شود.
جمله معشوق است و عاشق پرده ای
زنده معشوق است و عاشق مرده ای

2 – هوس پاسخ به یک نیاز جسمانی و روانی است، مثل نیاز به آب، نیاز به اکسیژن ، نیاز به غذا. ولی عشق فراتر از یک چنین نیازی هست. عشق فراهم آورنده رشد و خودشکوفایی فرد است. لذا فردعاشق خود را خوار نمی کند، کوچک نمی کند. عشق عزت و احترام دارد و این احترام از روی بی نیازی و بزرگی عشق حاصل می شود. شاید در فیلم ها دیده و شنیده باشید که فردی می گوید« من عشق را گدایی نمی کنم».
هر چه جز عشقست، شد ماکول عشق
دو جهان یک دانه پیش نَولِ عشق
دانه یی مر مرغ را هرگز خورَد؟
کاهدان مر اسب را هرگز چَرَد؟

3 – عشق محدود کننده و زندانی کننده معشوق نیست. عشق آزاد کننده است. اگر فردی را مجبور کنیم که همه علائق ، سلیقه ها و تفکراتش را فقط متوجه ما کند و فقط به ما بیندیشد، او را محدود به خودمان کرده ایم، نه اینکه عاشق خودکرده باشیم. در واقع این عشق نیست، این یک هوس است و ما را وابسته به شخص دیگری نموده است.
آنکه او بسته غم و خنده بود
او بدین دو عاریت زنده بود
باغ سبز عشق، کو بی منتهاست
جز غم و شادی درو بس میوه هاست
عاشقی زین هر دو حالت، برترست
بی بهار و بی خزان ، سبز و ترست
در نگنجد عشق در گفت و شنید
عشق، دریایی ست قعرش ناپدید.

4 – عشق با بدبینی و سوء ظن همراه نیست. عشق یک اعتماد است. یک اطمینان است و پس از شناخت رفتار، گفتار و احساسات معشوق، و به جهت یک آگاهی عمیق به وجود می آید. لذا ابتدا اعتماد به وجود می آید و بعد عشق منعقد می شود.
بعضی ها می پرسند «باید اول عاشق شد بعد ازدواج کرد یا اول ازدواج کرد بعد عاشق شد؟!»
در جواب باید گفت: اگر بعد از ازدواج بخواهی عاشق بشوی که کار از کار گذشته است و آن فرد هر خصوصیت یا رفتار و یا افکار و احساسی که داشته باشد، باید تحمل کنید، نام این عشق نیست.
از طرف دیگر بدون بررسی ، شناخت ، تحقیق و ارتباط رسمی چگونه می توان عاشق فردی شد تا در پی آن ازدواج کرد؟ ( یعنی روش عاشق شدن قبل از ازدواج چگونه است)
خلاصه اینکه، طی یک فرایند رسمی که خانواده ها در جریان هستند، و ارتباطات شما آشکار و شفاف هست. با مشورت و بررسی شما و خانواده هایتان از فرد مقابل آگاهی به دست می آورید، تناسب رفتارها، نقاط ضعف ، احساسات و افکار یکدیگر را می سنجید و سایر معیارهای مطلوب را دقیقا ارزیابی می کنید. بدیهی است که اگر این موارد مثبت باشد خواه ناخواه شما عاشق فرد می شوید( نه هوس پیدا کنید).
اما هوس اینست که معمولا به صرف مجاورت ایجاد می شود. همکلاسی، هم محله ای، همکار، فامیل و ...، می بینید، خنده ها و عشوه هایش را حس می کنید، شیطنتها ، بازیگوشی ها، و کلاس گذاشتن هایش را نظاره می کنید، به دلتون می افتد که عاشقش هستید و با خیالات مستمر از او غولی می سازید که فقط بعد از ازدواج شکسته می شود و واقعیت آن روشن می شود. معمولا چنین دو نفری به جای شناخت یکدیگر، انرژی خود را صرف احساسات یکدیگر می کنند، دل میدهند و قلوه می گیرند، هر روز به تعداد زیادی برای یکدیگر می میرند، یا حداقل غش می کنند و تعارفات کلاس بالا نصیب هم می کنند، از وجود یکدیگر ممنون می شوند، از هم زیاد تشکر می کنند، با مطالعاتی که در مورد مخ زنی دختر یا پسر در اینترنت یا ....آموخته اند سعی می کنند طرف مقابل را شیفته خود سازند ( به هر قیمتی)به هم زیاد کادو می دهند، متون ادبی جالب ، آهنگهای احساس نواز، و مبالغه های غیر عقلانی به یکدیگر پیشکش می کنند، کم کم نقش پدر، مادر، دوستان، همکاران و ... را حذف کرده و همه را یک جا به محبوب خود پیشکش می کنند، و وقت خود را یا با او پر می کنند یا با خیالات او سر می کنند و در خیالات خود او را تک ستاره ای می دانند که آسمان قلب آنها را نورانی می کند، بدون او زندگی معنی و مفهوم و شور خود را از دست می دهد. او یک انسان نیست، یک فرشته است، او هیچ عیبی ندارد، و فقط و فقط مهر و عشق و صفا و نقاط مثبت است. تصور از دست دادن او ، کابوسی وحشتناک هست. مفعول شعرهای تمام ترانه های شاد و غمناک به نوعی به محبوب آنها بر می گردد، واینگونه این احساسات غیر قابل کنترل می شود ، در حالیکه عشق همانطور که گفته شد، فرایند مشخصی از آگاهی می باشد. منظور این نیست که از احساس تهی باشد، نه ، اما احساس یکی از پارامتر های مهم در کنار پارامترهای آگاهی هست که نمی تواند جای خالی دیگر خصیصه ها را پر کند.
احساس انفجار آمیز در رابطه ها منجر به تحریف واقعیت ها شده و آنقدر آب را گل آلود می کند که خود فرد به هیچ وجه قادر به شناخت صحیح طرف مقابل خود نیست. و پس از فروکش کردن احساست، پس از ازدواج ، تفاوت میان خیالات خود و واقعیت ها را درک می کنند.

5 – عاشق، خود را ملزم می داند که حریم عشق و معشوق را رعایت کند و هنجارها را به نفع لذت خود نمی شکند. عاشق در پی کام گرفتن از معشوق، پیش از آنکه این حریم کامل و رسمی شود، نیست. باید کانون خانواده شکل گیرد و انعقاد پیمان زناشویی انجام پذیرد و طرفین مسئولیت زندگی و تعهد کامل را نسبت به هم بپذیرند. هر گونه خلوت، لمس و ارتباطی که جنبه لذت جویی داشته باشد (قبل از تعهد کامل زناشویی و در چارچوب قانون)، صرفا آسیب پذیری عشق را به همراه دارد و این آزمایش کردن عشق نیست، بلکه سیراب کردن هوس و عطش شهوانی است.
عشق هایی کز پیِ رنگی بُوَد
عشق نَبوَد ، عاقبت ننگی بود

6 – چنین مواردی از نشانه های هوس هستند: زودرنجی، قهر و آشتی ، دل خوری، نگرانی، تردید ، عجله در به نتیجه رسیدن، امروز و فردا کردن، زبان بازی کردن، با چند نفر ارتباط صمیمی وعمیق عاطفی گرفتن، رویاپردازی در مورد فرد، چشم پوشی از نقاط ضعف آن شخص و ... ، همه از نشانه های هوس است، در حالیکه عشق ، قامتی رعناتر، بزرگتر ، قوی تر و منحصر به فرد دارد و از همه مهمتر آرامش بخش است و نگرانی از درست رفتن، ندارد. عشق هایی که نگرانی آفرین، اضطراب آور و دمدمی مزاج و به ظواهر فرد بستگی دارد، همان هوسها هستند که « محور من» در آنها قوی است . یعنی فرد همه چیز را برای خودش می خواهد ، نه معشوق
هر که را جامه ز عشقی چاک شد
او ز حرص و جمله عیبی پاک شد
شاد باش ای عشقِ خوش سودای ما
ای طبیبِ جمله علت هایِ ما
ای دوایِ نخوت و ناموسِ ما
ای تو افلاطون و جالینوس ما
جسمِ خاک از عشق ، بر افلاک شد
کوه، در رقص آمد و چالاک شد

7 – عشق پیش نیاز لازم دارد.
یعنی فرد باید رشد کند و از مراحلی بگذرد تا نوبت به عاشق شدن برسد. کسی که هنور با والدینش درگیر است، سازگاری با همکاران ندارد، رابطه صمیمانه ای با دوستانش ندارد. افسرده و مضطراب است، تصمیم های مهمی در زندگی نگرفته یا به اجرا در نیاورده است، از این شاخه به آن شاخه می پرد، هدف زندگی خود را شفاف ترسیم نکرده است. و حتی در انتخاب هنجارها به انتخاب ثابتی برای وضع ظاهری ، پوشش و نحوه رفتارش نرسیده است و مردد بوده و روز به روز شکل به شکل می شود و هویت خود را نیافته است، مانند کودک پیش دبستانی است که برای اردو به دانشگاه رفته باشد، او هرگز نمی تواند در نقش دانشجو باشد. حتی اگر بر روی صندلی های دانشگاه بنشیند. لذا عشق پس از بلوغ عاطفی ، بلوغ اجتماعی، بلوغ فکری، بلوغ روانی و ...، پیدا می شود، در غیر این صورت فقط هوس خامی بیش نیست.

8 – عشق باید یک وحدت و یکپارچگی بین شما ، افراد و همه هستی ایجاد کند. اگر رابطه دختر و پسری، با پنهان کاری، تعارض ، درگیری با دیگران، احساس گناه، اضطراب، تردید، و قطع روابط اجتماعی با دیگران، مشکل در شغل ، تحصیل ، روابط خانوادگی و ...، همراه هست باید مطمئن شد که هوس، خود را به جای عشق به آنها معرفی کرده است. و چنین شروعی برای رابطه، پایان هایی به مراتب دردناکتر و فجیع تر به همراه دارد.
در نگنجد عشق در گفت و شنید
عشق، دریایی ست قعرش ناپدید
نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۸/٥/٢٢ساعت ٢:٢۱ ‎ب.ظ توسط پیمان نظرات () |

عشق از زبان بچه های 4 تا 8 ساله ( عشق چیست ؟ )



* وقتی کسی شما رو دوست داره ، اسم شما رو متفاوت از بقیه می گه . وقتی اون شما رو صدا می کنه احساس می کنی که اسمت از جای مطمئنی به زبون آورده شده. بیلی - 4 ساله



* مادر بزرگ من از وقتی آرتروز گرفته نمی تونه خم بشه و ناخن هاش رو لاک بزنه پدر بزرگم همیشه این کار رو براش می کنه حتی حالا که دستهاش ارتروز گرفتن ، این عشقه. ربکا - 8 ساله



* عشق موقعیه که دختره عطر می زنه و پسره هم ادکلون، و دو تایی می رن بیرون تا همدیگر رو بو کنن. کارل -5 ساله



* عشق وقتیه که شما برای غذا خوردن می رین بیرون و بیشتر سیب زمینی سرخ شده خودتون رو می دهید به دوستتون بدون اینکه از اون انتظار داشته باشید که کمی از غذای خودشو بده به شما. کریستی - 6 ساله



* عشق یعنی وقتی که مامان من برای بابام قهوه درست می کنه و قبل از اینکه بدش به بابا امتحانش می کنه تا مطمئن بشه که طعمش خوبه. دنی - 7 ساله



* عشق اون چیزیه که لبخند رو وقتی که خسته ای به لبت میاره . تری - 4 ساله



* عشق وقتیه که شما همش همدیگه رو می بوسید بعد وقتی از بوسیدن خسته شدید هنوز دوست دارید با هم باشید پس بیشتر با هم حرف می زنید. مامان و بابای من دقیقا اینجورین. امیلی - 8 ساله



* عشق همون باز کردن کادوهای کریسمسه به شرطی که یه لحظه دست نگه داری و فقط با دقت گوش کنی. بابی - 7 ساله



* اگه می خواهی دوست داشتن رو بهتر یاد بگیری ، باید از دوستی که بیشتر از همه ازش متنفری شروع کنی. نیکا 7 - ساله



* عشق اون موقعس که تو به پسره می گی که از تی شرتش خوشت اومده ، بعد اون هر روز می پوشتش. نوئل - 7 ساله



* عشق مثل یه پیرزن کوچولو و یه پیرمرد کوچولو می مونه که هنوز با هم دوست هستن حتی بعد از اینکه همدیگر رو خیلی خوب می شناسن. تامی - 6 ساله



* موقع تکنوازی پیانو ، من تنهایی روی سن بودم و خیلی هم ترسیده بودم . به تمام مردمی که منو نگاه می کردن نگاه کردم و بابام رو دیدم که وول می خوره و لبخند می زد اون تنها کسی بود که این کار رو می کرد. من دیگه نترسیدم. کیندی 8 - ساله



* مامانم منو بیشتر از هر کس دیگه ای دوست داره چون هیچ کس دیگه ای شبها منو نمی بوسه تا خوابم ببره. کلر - 6 ساله



* عشق اون موقعی هست که مامان بهترین تیکه مرغ رو میده به بابا. الین - 5 ساله



* عشق زمانیه که مامان، بابا رو خندان می بینه و بهش میگه که هنوز هم از رابرت ردفورد خوش تیپ تره. کریس - 7 ساله



* عشق وقتیه که سگت می پره بغلت و صورتت رو لیس می زنه حتی اگر تمام روز تو خونه تنهاش گذاشته باشی. مری آن- 4 ساله



* می دونم که خواهر بزرگترم منو خیلی دوست داره بخاطر اینکه تمام لباسهای قدیمی خودشو می ده به من و خودش مجبور می شه بره بیرون تا لباسهای جدید بگیره. لورن - 4 ساله



* وقتی شما کسی رو دوست دارید موقع حرکت از مژه هاتون ستاره های کوچولویی خارج می شن. کارل - 7 ساله



* دوست داشتن اون وقتی هست که مامان صدای بابا رو موقع دستشویی می شنود ولی بنظرش چندش آور نمیآد. مارک - 6 ساله

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۸/٥/٢٢ساعت ٢:۱٠ ‎ب.ظ توسط پیمان نظرات () |

شبی را گفتمش با بی قراری

که غیر از من کسی را دوست داری

دوپلکش از خجالت بر هم افتاد

میون گریه هایش گفت آری

 

دوستان عزیز

 

در هیچ حالتی به هیچ کس اعتماد کامل نکنید.

 

پیمان

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۸/٥/٢٢ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ توسط پیمان نظرات () |

سلام به همه دوستان عزیز

 

این روزا دارم وبلاگو با آهنگ آپدیت میکنم چون چیزه جدیدی پیدا نمینکم که واقعا بدونم به دردتون میخوره.خودممم وقتشو ندارم که مقاله بنویسم.

 

ولی ....

 

باید منتظر چند تا سورپرایز خفن از من باشین.

 

فعلا تا آپدیت بعدیم بای

 

واسم دعا کنین مشکل بزرگی برام پیش اومده

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳۸۸/٥/٢٠ساعت ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ توسط پیمان نظرات () |

آهنگ جدیدی از 3ZG! Band  براتون گذاشتم که واقعا اگه دانلود نکنید یکی از بهترین آهنگهای چند وقته اخیر رو از دست دادید.

 

لذت ببرید

 


http://dl.farskids3.com/albeka/Audio/3ZG!%20Band%20ft%20Diten%20-%20Dear%20God(WwW.FarsKids3.Com).mp3



http://rapidshare.com/files/265488668/3ZG__Band_ft_Diten_-_Dear_God_WwW.FarsKids3.Com_.mp3



http://dl.farskids3.com/albeka/Audio/3ZG!%20Band%20ft%20Diten%20-%20Dear%20God(WwW.FarsKids3.Com).ogg




http://dl.farskids3.com/albeka/Audio/3ZG!%20Band%20ft%20Diten%20-%20Dear%20God(WwW.FarsKids3.Com).wma

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳۸۸/٥/٢٠ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ توسط پیمان نظرات () |

 

آهنگ جدید و شاد فوق العاده زیبا  از اشکین 0098 و علیشمس با همراهی کیوان بهارلو بنام مستم پیشنهاد میکنم این کار که مثل سایر کارهای گذشتشون زیبا شده رو از دست ندید (پخش ویژه) کلیپ این آهنگ بزودی پخش خواهد شد که یاشار رپفا هم به عنوان مهمان ویژه حضور داره در کلیپ پس منتظر کلیپ فوق العاده این آهنگ باشید

 

 

 

http://rap08.ir/music/Ashkin0098%20&%20Alishmas%20Ft%20Keyvan%20Bahar%20loo%20-%20Mastam%28RApFA3.com%20&%20RapFA.com%29.mp3

 

 

 

http://rap08.ir/music/Ashkin0098%20&%20Alishmas%20Ft%20Keyvan%20Bahar%20loo%20-%20Mastam%28RApFA3.com%20&%20RapFA.com%29.zip

نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۸/٥/۱٩ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ توسط پیمان نظرات () |

فری استایل آهنگ جدید و فوق العاده زیبا  من مجرمم از بابک تیغه با همراهی وحید و تولاک  (خودکار آبی) که به صورت کامل اجرا میکنن با  نوازندگی زنده سپهر پیشنهاد میکنم از دست ندید

 

 

کیفیت بالا::

http://rap08.ir/mosh/Man%20Mojremam%20HQ.wmv

 

کیفیت متوسط :

 

http://rap08.ir/mosh/Man%20Mojremam%20Low.wmv

 

این آهنگ وقتی پخش بشه به نظر من که خیلی آهنگ قشنگیه!!!

نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۸/٥/۱٩ساعت ۸:٢٩ ‎ب.ظ توسط پیمان نظرات () |

بعد از مدتها آهنگ جدید و بی نظیر یاس بنام با من باش . این آهنگ یه ورژن دیگه ضبط شده  که متاسفانه از طریق یه مشت آدم از خدا بی خبر لو رفت و یاس برای جلوگیری از این کار  ورژن قدیمی این آهنگ رو پخش کرد و به امید خدا کارهای آینده هم بزودی میاد و امیدوارم لذت ببرید آهنگ با من باش با آهنگ سازی سعید شمس در مورد کسانی هست که تصمیم به خودکشی میگیرند و بخاطر بنبستی که در یه لحظه جلو خودشون میبینند و خود رو از یه عمر آرزو آینده محروم میکنن به امید آینده های روشن برای ایران و تمام ایرانیان. عکس از زنده یاد حامد باباخانی پخش برای اولین بار + LyRIc

 

 

 

 

 

کیفیت بالا ::

 

http://rap08.ir/mosh/Ba%20Man%20Bash%20HQ%28RApFA3.com%20&%20RapFA.com%29.mp3

 

کیفیت بالا در فایل فشرده :

 

http://rap08.ir/mosh/Ba%20Man%20Bash%20HQ%28RApFA3.com%20&%20RapFA.com%29.zip

 

 

کیفیت متوسط به طور معمولی و فشرده شده :

http://rap08.ir/mosh/Ba%20Man%20Bash%28RApFA3.com%20&%20RapFA.com%29.zip

http://rap08.ir/mosh/Ba%20Man%20Bash%28RApFA3.com%20&%20RapFA.com%29.mp3

 

 

متن آهنگ:

http://rap08.ir/mosh/Yas%20-%20Ba%20Man%20Bash.txt

 

 

پیشنهاد میکنم به هیچ عنوان از دست ندید

 

من که خیلی خوشم اومد از این آهنگ

نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۸/٥/۱٩ساعت ۸:٢٦ ‎ب.ظ توسط پیمان نظرات () |

Once a Girl when having a conversation with her lover, asked
یک بار دختری حین صحبت با پسری که عاشقش بود، ازش پرسید

Why do you like me..? Why do you love me?
چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟

I can't tell the reason... but I really like you
دلیلشو نمیدونم ...اما واقعا"‌دوست دارم

You can't even tell me the reason... how can you say you like me?
تو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان کنی.... پس چطور دوستم داری؟

How can you say you love me?
چطور میتونی بگی عاشقمی؟

I really don't know the reason, but I can prove that I love U
من جدا"دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت کنم

Proof ? No! I want you to tell me the reason
ثابت کنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی

Ok..ok!!! Erm... because you are beautiful,
باشه... باشه!!! میگم... چون تو خوشگلی،

because your voice is sweet,
صدات گرم و خواستنیه،

because you are caring,
همیشه بهم اهمیت میدی،

because you are loving,
دوست داشتنی هستی،

because you are thoughtful,
با ملاحظه هستی،

because of your smile,
بخاطر لبخندت،

The Girl felt very satisfied with the lover's answer
دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد

Unfortunately, a few days later, the Lady met with an accident and went in coma
متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناکی کرد و به حالت کما رفت

The Guy then placed a letter by her side
پسر نامه ای رو کنارش گذاشت با این مضمون

Darling, Because of your sweet voice that I love you, Now can you talk?
عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا که نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟

No! Therefore I cannot love you
نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم

Because of your care and concern that I like you Now that you cannot show them, therefore I cannot love you
گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت کردن هات دوست دارم اما حالا که نمیتونی برام اونجوری باشی، پس منم نمیتونم دوست داشته باشم

Because of your smile, because of your movements that I love you
گفتم واسه لبخندات، برای حرکاتت عاشقتم

Now can you smile? Now can you move? No , therefore I cannot love you
اما حالا نه میتونی بخندی نه حرکت کنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم

If love needs a reason, like now, There is no reason for me to love you anymore
اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره

Does love need a reason?
عشق دلیل میخواد؟

NO! Therefore!!
نه!معلومه که نه!!

I Still LOVE YOU...
پس من هنوز هم عاشقتم

True love never dies for it is lust that fades away
عشق واقعی هیچوقت نمی میره

Love bonds for a lifetime but lust just pushes away
این هوس است که کمتر و کمتر میشه و از بین میره

Immature love says: "I love you because I need you"
"عشق خام و ناقص میگه:"من دوست دارم چون بهت نیاز دارم

Mature love says "I need you because I love you"
"ولی عشق کامل و پخته میگه:"بهت نیاز دارم چون دوست دارم

"Fate Determines Who Comes Into Our Lives, But Heart Determines Who Stays"
سرنوشت تعیین میکنه که چه شخصی تو زندگیت وارد بشه، اما قلب
حکم می کنه که چه شخصی در قلبت بمونه

 

 

به نظر شما این واقعیت داره؟؟؟؟ به نظر من که هیچ وقت یک دریای بی تلاطم نمیتونه یک دریانورد ورزیده تربیت کنه!!!

 

منتظر نظراتتون هستم

نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۸/٥/۱٩ساعت ۸:٢۱ ‎ب.ظ توسط پیمان نظرات () |


Design By : Night Skin