!!!!JUST LIVE YOUR LIFE!!!!

دوست دارم محیط وبلاگمون دوستانه باشه!!!!!!!!!

سلام دوستان

 

شرمنده دیر آپ کردم.

 

ولی خب ...

تو شرایط خوبی نیستم ...

 

کسی که تمام زندگیم بوده حالا تو یک دوراهی واسه یک انتخاب هستش ...

 

نمیدونم میتونم باور کنم یا نه ... بعد از 2 سال بازم نامردی ؟

 

جدا میگن به هیچ دختری نباید دل بست همینه دیگه ...

هر وقت ببینن یکی از تو بهتر پیدا شده میگن گور بابای تو و میرن دنباله اون یکی دیگه ...

دیگه همه چیز واسم عادی شده .. وقتی یک دختر بهم بگه دیگه نمیخوام باهات باشم خیلی غافلگیر نمیشم ...

 

میدونید به نظر من رسمش اینه که ما پسرا خودمونو بزرگتر از این حرفا بدونیم ، نباید بزاریم عشق یک نفر چشممون رو کور کنه ...

 

نباید کم بیاریم ...

 

پس یکی کمه ... برو بالای 10 تا ... تعجب

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۸/۸/٧ساعت ۸:٢٢ ‎ب.ظ توسط پیمان نظرات () |

زندگی هوس یکی شدن برای عشق ورزیدن که توی جمع باشی و هم کلامی برای خودت پیدا کنی.
یکی که مکمل عشقت باشه وکاملش کنه. قرار نیست که اون حتما مخالف جنست باشه، قراره که عاشق باشه .

زندگی شراب عشق ومعرفت که پیاله های دل ما خالیه از این شراب! دیدید که یه ساقی چطوری ساقی گری می کنه؟ و مهموناش چطور با ولع منتظرن تا نوبتشون برسه؟ دیدید که وقت رسیدن ساقی چشماش از عشق به ساقی مست میشه بعد با شراب؟ دیدید که وقتی مست شراب میشه تو حال خودش نیست ؟ یه دنیا عشق تو چشماش موج میزنه! انقدر که به قول معروف از اون ور بوم میفته چه حالی دارن !!! حالی که جز خودشون هیچ کس نمی تونه حسش کنه. تو اون موقع هست که حس معرفت تو وجودش موج میزنه که چطور می تونه دل ساقیش رو شاد کنه؟ چطور میتونه کاری کنه که دفعه ی بعد عاشقانه تر شراب نوشش کنه؟
دیدید که همه از دور و بر مست و شراب نوش پراکنده می شن؟ آدمای مست هیچ چی رو نمی بینن. تو حال و هوای خودشونن دارن طعم شراب رو تو وجودشون مزمزه می کنن. نمی خوان کسی مزاحمشون بشه که حتی لحظه ای از اون حس خارج بشن. سر همین دورو بریاش رو از دست میدن اون میمونه و ساقیس که لحظه به لحظه مست شرابش کنه. بستگی داره که چقدر اون ساقی براش عزیز باشه همون قدر مقاومت میکنه! در مقابل سرزنش ها و تنهایی ها و بی کسی های دنیایی و.....
زندگی همسفر یه مرگه و خواب ابد که توجاده های انتظار منتظر هم می مونن تا سر وقت زندگی به مرگ برسه و مسافراش رو سوار زندگی اون طرف جاده کنه یه عده ناراحت از اینن که زندگی قبلی رو ترک کردن و یه عده فرقی براشون نکرده و یه عده هم خوشحالن که می خوان یه تجربه ی جدیدی کسب کنن.
زندگی خط سفید جاده هاست که هر لحظه در حال گذره، مواظب باشید که حتی یه خط رو هم ندیده رد نکنید.
زندگی پر از خطر باید مراقب بود...



(‌ عشق زاییده تفاوتهاست نه تشابه ها !)

ادامه مطلب
نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳۸۸/٧/٧ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ توسط پیمان نظرات () |

همه میخندن...................همه شادن...
....
...
..
.
......
منم شادم......ولی....... مثل بقیه نه!

تنها شادم.......یک موقعه فکر نکنی چون نیستی یعنی هیچی...

نه اشتباه فکر کردی چون نیستی دلیل نمیشه من تورو نداشته باشم

همیشه تورو کنارم حس میکنم.....
....
..
....
.....
..
دلم همیشه گرفته....
...
..
.....
.

ولی چون همیشه به یادت هستم و حست میکنم دلم یکم گرم میشه و سردی همیشگیش کمتر میشه

اینارو ولش کن

این مهمه که من همیشه با تو هستم دیگه هیچی مهم نیست
...
.
.
.

نوشته شده در شنبه ۱۳۸۸/٦/٢۸ساعت ٥:۳۳ ‎ب.ظ توسط پیمان نظرات () |

تا حلا فکر کردین خوشبختی یعنی چی ؟

خوشبختی یعنی . . .

خوشبختی یعنی . . .



خوشبختی یعنی شکایت نکنی زیرا اکنون در جایی ایستاده ای که خودت با اندیشه ات برای خودت تدارک دیده ای .

خوشبختی یعنی فراموش کردن این باور که کسی از راه می رسد و به نجاتت بر می خیزد و درها را برایت می گشاید .

خوشبختی یعنی پذیرفتن این واقعیت که هیچ انسانی کامل نیست و انسان ممکن الخطاست.

خوشبختی یعنی قبل از اینکه به فکر تغییر دادن دیگران باشی ، قاضی زندگی خودت باش.

خوشبختی یعنی شجاعت و توان گریستن به موقع را داشته باشی زیرا برای گریه کردن مجبوری احساسات خود را آشکار کنی و پس از آن آرامش خواهد رسید .

خوشبختی یعنی چیزی را به دیگران ببخشی که آرزوی دریافت آن را داری . برای شروع مهرت را ببخش .

خوشبختی یعنی گذشته را ببخشی تا تجارب دردناک تکرار نگردند .

خوشبختی یعنی قلبی را نشکنی ، دلی را نرنجانی ، آبرویی را نریزی و دیگران از تو آسیبی نبینند.

نوشته شده در شنبه ۱۳۸۸/٦/٢۸ساعت ٥:۳٢ ‎ب.ظ توسط پیمان نظرات () |

آسمون گرفته ست، هوا یه جوری سنگینه .

احساس می کنم نمی تونم نفس بکشم...دستم رو می ذارم روی گلوم،قلنبه شده...الان پشت پنجره ایستادم، داره بارون میاد،کوچه خیس شده، می بینی؟!!

چقدر دلم می خواد رعد و برق بشه...بهت گفتم چقدر رعد و برق رو دوست دارم؟!...

بعضی روزا اینجوری می شم،نمی تونم نفس بکشم، انگار یه هلو رو درسته قورت دادم و گیر کرده تو گلوم...حتما تاثیر حال و هوای ابریه...از عصر که بارون شروع شده اینطوریه...این خیالت هم که ولم نمی کنه!...

خیلی بد جنسه،با هوا هماهنگ کرده که اشک منو در بیاره، ولی تو همین خیال باش!من تو رو فراموش کردم!حتی دیگه بهت فکر هم نمی کنم...چیه؟...چرا داری اینجوری نیگام می کنی؟...نکنه فکر کردی دارم دروغ می گم؟...

آخه من که بهت نیگا هم نکردم که بگی از نگاهم خوندی!...تازه، تو که هیچ وقت معنی نگاهم رو نفهمیدی!حتی معنی بعضی وقتا سکوت کردنم رو هم نفهمیدی...یادته؟!!!

اون وقتا که می گفتم:دوست دارم ، تو می گفتی :نه!باور نمی کنم ...برای این بود که عصبانی می شدم و دوباره می گفتم دوست دارم و سه باره و...صد باره!!!

عاشق همین تلاشم برای متقاعد کردنت بودم، اون وقت توی دلت می گفتت:همش دروغه باور نمیکنم...

نه!نگو که تو اینو نمی شنیدی و برای همین بود که می گفتی که من درست بشو نیستم و بدردت نمیخورم وهزار تا حرف دیگه...

خب!دیگه مهم نیست،حالا دیگه فراموشت کردم ...دیگه دلم نمی خواد از نگاهم چیزی رو بخونی یا سکوتم رو تعبیر کنی...الان حتی اگه بخوای می تونم تو چشمات نیگاه کنم و بگم که فراموشت کردم...فکر نکن به خاطر دوریت هست که الان حالم خوب نیست،مطمئن باش به خاطر هوای ابریه.

نمی تونم نفس بکشم...راه گلوم بسته ست...دستم رو می ذارم روی گلوم...

چند تا گنجشک توی حیاط نشستن می بینی؟می خوام اونارو بشمرم .یک،دو،سه،...اَه...نمی تونم،از پشت اشک نمی شه شمرد نمی دونم واقعا دو،سه،تا گنجشک هست یا من از پشت اشک اونو چند تا می بینم!.

چرا داری می خندی؟!نکنه برای اینکه بالاخره موفق شدی اشکم رو در بیاری؟

من که گفتم مال هوای ابریه!...چند بار بگم":من فراموشت کردم...فراموشت کردم...می شنوی؟فرامووووووووووووووش.. .

بالاخره خیالت دست از سرم برداشت،انگار باورش شد که فراموشت کردم و رفت.

با آستین لباسم اشکامو پاک می کنم-از بچگی عادت دارم با آستینم اشکامو پاک کنم-شیشه پنجره رو بخار گرفته،با انگشتم روی شیشه یه قلب می کشم و اسم تو رو توش می نویسم...

برای تو

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۸/٦/۱۸ساعت ۳:٥٧ ‎ب.ظ توسط پیمان نظرات () |

میخوام برم جلوی دریا بشینم و هیچکی نباشه فقط من و دریا
اونقدر با هام حرف بزنه که خوابم بگیره...


یک گل غمگین دیدم من

یک گل غمگین تر از گل های دیگه

یک گل زیباتر از گل های دیگه

کاش هرچی گل تو دنیا بود به پای تو میریختم

کاش میگفتم چقدر دوست داردم پیشت میموندم

غم دوری چه تلخه

غم دوریت منو دیوونه کرده

گرفتار می و میخونه کرده

لبام در حسرت گرمیه شیرین بوسه هاته

نوای سازه من غمگین تر از غمگین صداته

دیگه بی تو اتاقم سردو جاید گشته خالی

گل پژمرده عشق مونده از تو یادگاری

دیگه بی تو اتاقم سردو جاید گشته خالی

گل پژمرده عشق مونده از تو یادگاری
نوشته شده در جمعه ۱۳۸۸/٦/۱۳ساعت ٦:٢٦ ‎ب.ظ توسط پیمان نظرات () |

عشق یعنی با تو خواندن از جنون
عشق یعنی سوختنها از درون
عشق یعنی سوختن تا ساختن
عشق یعنی عقل و دین را باختن
عشق یعنی دل تراشیدن ز گل
عشق یعنی گم شدن در باغ دل
عشق یعنی تو ملامت کن مرا
عشق یعنی می ستایم من تو را
عشق یعنی در پی تو در به در
عشق یعنی یک بیابان درد سر
عشق یعنی با تو آغاز سفر
عشق یعنی قلبی آماج خطر
عشق یعنی تو بران از خود مرا
عشق یعنی باز می خوانم تو را
عشق یعنی بگذری از آبرو
عشق یعنی کلبه های آرزو
عشق یعنی با تو گشتن هم کلام
عشق یعنی انتظار یک سلام
عشق یعنی دستهایی رو به دوست
عشق یعنی مرگ در راهت نکوست
عشق یعنی شاخه ای گل در سبد
عشق یعنی دل سپردن تا ابد
عشق یعنی سروهای سربلند
عشق یعنی خارها هم گل کنند
عشق یعنی تو بسوزانی مرا
عشق یعنی سایه بانم من تو را
عشق یعنی بشکنی قلب مرا
عشق یعنی می پرستم من تو را
عشق یعنی آن نخستین حرفها
عشق یعنی در میان برفها
عشق یعنی یاد آن روز نخست
عشق یعنی هر چه در آن یاد توست
عشق یعنی تک درختی در کویر
عشق یعنی عاشقانی سر به زیر
عشق یعنی بگذری از هفت خان
عشق یعنی آرش و تیر و کمان

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۸/٦/۱۱ساعت ٥:٥۳ ‎ب.ظ توسط پیمان نظرات () |

همش بازیه

خسته شدم

دلم میخواد بازم بخندم

اونقدر که یادم بیاد خندیدنم چه جوری بود

نه خدایی هست نه چیز دیگه ای

همش چرته

خیلی خسته ام

کار میکنم برای چی؟

هدف چیه؟

هیچی نمیخوام

میخوام فقط دوباره بخندم





هر روز هر ساعت هر لحظه فکر میکنم

اونقدر که از خستگی دیگه فکرم کار نمیکنه

از هم چی بدم میاد همچی دروغه





میرم بخوابم

نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۸/٦/۸ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ توسط پیمان نظرات () |


Design By : Night Skin